وبلاگ ما

آخرین اخبار و مطالب

لورم ایپسوم یا طرح‌ نما به متنی آزمایشی و بی‌معنی در صنعت چاپ، صفحه‌آرایی و طراحی گرافیک گفته می‌شود.


Sarkar.jpg

<p align="justify">اقتصاد نانو یکی از مؤلفه‌های اقتصاد دانش بنیان است. اقتصاد دانش بنیان است که ارزش‌افزوده‌ی بالایی دارد. اگر ما مبتنی بر محصولات پیشرفته، این اقتصاد را شکوفا کنیم، ایران در دید جهانیان در یک مدار دیگری قرار می‌گیرد. در نتیجه وقتی صحبت از اقتصاد دانش بنیان می‌کنیم و یا اقتصاد نانو که تابع اقتصاد دانش بنیان است، این اقتصاد بر مبنای دانش بنا می‌شود. </p>


Untitled-1-Recovered.gif

مجموعه دانستنی‌های هر فردی از انواع مختلف دانش تشکیل شده است که بیشتر آن‌ها از نوع دانش توصیفی و دانش رویه‌ای است اما تفاوت‌های ظریفی بین آن‌ها وجود دارد. دانش با توجه به ویژگی‌های مختلفی که دارد مانند سطح دانش(عمقی یا سطحی) قابلیت تعمیم دانش، سطح خودکارسازی دانش، سبک و ساختار، به انواع مختلفی تقسیم می‌شود.

انواع دانش

  • دانش موقعیتی

دانش موقعیتی، به اطلاعات و دانستنی‌هایی اطلاق می‌شود که معمولاً در یک حوزه‌ی خاص رخ می‌دهد. دانش موقعیتی به حل‌کننده‌ی مسئله کمک می‌کند ویژگی‌هایی را که به بیان مسئله ربط دارند و آن را بیشتر توضیح می‌دهد متمایز کرده و در صورت لزوم، این اطلاعات را در بیان مسئله بگنجاند. با نگاهی به اثرات یک فرآیند سازمانی بهبود یافته، می‌توان دریافت که هزینه‌ی تولید محصول و یا ارائه‌ی خدمات تحت تأثیر این نوع دانش قرار دارد و کسب‌وکارها از طریق بکارگیری آن به بهره‌گیری بهینه از منابع مالی، انسانی و زمانی خود می‌پردازند.

  • دانش مفهومی

دانش مفهومی در مورد حقایق، مفاهیم و اصولی است که در یک حوزه‌ی خاص به کار می‌رود. دانش مفهومی دربرگیرنده‌ی اطلاعات اضافی برای حل‌کننده‌ی مسئله است که از آن برای حل مسئله استفاده می‌کند. در این نوع دانش در واقع بخش‌های شناخته‌شده‌ی مسئله توضیح داده می‌شود. این نوع دانش به بازنمایی مسئله کمک می‌کند. گاهی کسب‌وکارهایی که فاقد این نوع دانش هستند بخش اعظمی از ثروت خود را شامل پول، زمان و نیروی انسانی از دست می‌دهند و به واسطه آن کیفیت محصول و خدماتشان تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

  • دانش رویه‌ای

دانش رویه‌ای دانشی است که چگونگی حل یک مسئله را توضیح می‌دهد و قوانین، استراتژی‌ها، اهداف و فرآیندها را بررسی می‌کند. دانش رویه‌ای به فرد حل‌کننده‌ی مسئله کمک می‌کند تا از یک مرحله‌ی حل به مرحله‌ی دیگر قدم بگذارد. این نوع دانش می‌تواند یک ویژگی قوی و محدود به حوزه و یا یک ویژگی کلی و قابل تعمیم(البته ضعیف) داشته باشد. نیروهای دانشی معمولاً از تخصص خود برای انجام کار به رویه‌ای متمایز از رقبا استفاده می‌کنند که منجر به افزایش کیفیت و کاهش هزینه‌ها می‌شود. محصولات و خدمات در بازار از بعد ویژگی بعد از مدتی به یکدیگر نزدیک می‌شوند اما این دانش رویه‌ای است که با بهبود سطح کیفیت محصولات، خدمات، تولید و ارائه‌ی آن با هزینه‌ی کمتر ثروت خلق شده را بهبود می‌یخشد.

  • دانش راهبردی

دانش راهبردی به دانشجویان(افراد) کمک می‌کند تا فرآیند حل مسئله را سازماندهی کنند. این نوع دانش افراد را راهنمایی می‌کند که کدام مراحل را برای رسیدن به یک راه‌حل یا جواب باید طی کنند. در سطوح بالاتر دانش راهبردی روش بهینه اجرای کار را شناسایی و با اجتناب از خطاها به مدیریت منابع محدود سازمان می‌پردازد.
عناصر دانش متعلق به سه نوع اول دانش، خاص، محدود و برای انواع خاصی از مشکلات در یک حوزه قابل اجرا است در حالی که آخرین نوع دانش یعنی دانش راهبردی برای طیف وسیع‌تری از انواع مشکلات در یک حوزه‌ی قابل اجرا و عملی است.

ویژگی‌های دانش

مفاهیم زیادی برای توصیف ویژگی‌های دانش استفاده شده‌اند. مفاهیم عمومی، انتزاعی، غیر رسمی، تفصیلی و ساختاری تنها چند نمونه هستند. برخی از ویژگی‌ها به روابط بین انواع دانش اشاره می‌کنند در حالی که بقیه به انواع دانش اشاره می‌کنند.

  • سطح دانش: عمقی یا سطحی

سطح دانش، اصطلاحی است که در متون و حرفه‌های آموزشی به کار می‌رود. در اکثر موارد، تمایز بین دانش سطحی و یا دانش عمیق وجود دارد و گفته می‌شود که دانش عمیق خوب و دانش سطحی بد و ضعیف است. دانش زمانی عمیق نامیده می‌شود که به پایگاه دانش یک فرد متکی است؛ دانشی معتبر است که هنگام دریافت اطلاعات خارجی با توجه به مفاهیم، اصول و یا رویه‌های حوزه‌ی مورد نظر معنی ‌شود. چنین دانشی از فرم غیرانتزاعی اطلاعات خارجی که دانش از آن استخراج می‌شود، متفاوت است. گاهی ممکن است افراد که حجم بالایی از اطلاعات تخصصی را در اختیار دارند نتوانند از آن‌ها در عمل استفاده کنند و هیچ گاه ثروتی خلق نشود.

  • ساختار دانش

یکی از اولین محققانی که نقش ساختار دانش در حافظه را مورد بررسی قرار داد لارکین (Larkin) بود. او پس از انجام تحقیقات خود روی موضوع حل مسئله‌ی کارشناسان و تازه کارها به این نتیجه رسید که بخش اعظمی از دانش ذخیره شده در حافظه‌ی یک متخصص نه با برتری کلی حافظه بلکه با بخش‌بندی و تقسیم اطلاعات به واحدهای بزرگ و معنادار حاصل شده است. در واقع نوع سازماندهی دانش است که اکثر تازه کارها فاقد آن هستند.
ریف نیز معتقد است که ساختار سلسله‌مراتبی، مناسب‌ترین نوع ساختار برای حفظ دانش، برای فرآیندهای جستجوی سریع و کارآمد و برای تطبیق عناصر جدید دانش است. عمق و ساختار دانش جدا از یکدیگر نیستند. معرفی دقیق عناصر دانش، امکان تعمیم و جداسازی دانش را فراهم می‌کند که برای ساخت طرح مسئله و ساخت یک ساختار سلسله مراتبی مورد نیاز است.

  • دانش خودکار در برابر غیرخودکار

عملکرد کاری یک فرد مبتدی می‌تواند یک انتخاب و اجرای آگاهانه‌ی کار بر اساس روش‌های عمومی باشد اما همین عملکرد برای یک متخصص یک فرآیند مستمر، جاری و خودکار است با این تفاوت که کار محوله را مبتنی بر حوزه‌ای قوی و دانش سازمان یافته‌‌ای از اصول و روش‌های اجرای کار، انجام می‌دهد. تحلیل‌های مختلف درباره‌ی انواع پایگاه دانش به نظریه‌های شناختی مربوط هستند و نظریه‌های شناختی، طرح‌های طبقه‌بندی کلی برای انواع دانش معرفی می‌کنند.

  • سبک دانش

دانش را می‌توان در حافظه‌ی بلند مدت به صورت مجموعه‌ای از تحلیل‌ها و یا تصاویر ذخیره کرد.
می‌توان فرضیه‌ی پایویو را در متمایزسازی دو سبک دانش دنبال کرد: کلامی(تحلیلی) و تصویری(قیاسی)
نمودارها نقش محوری در حل مسئله در علم دارند. آن‌ها را می‌توان برای سازماندهی و معنا دادن به دانش استفاده کرد. در حوزه‌هایی که روابط فضایی نقش مهمی دارند، از جمله فیزیک و شیمی، استفاده از بازنمایی‌های تصویری برای عملکرد کار ضروری است. کاملاً مشخص است استفاده از تصاویر در بازنمایی یک مسئله، مؤثر و کارآمد است.

  • قابلیت تعمیم دانش: دانش عمومی در مقابل دانش خاص حوزه

ویژگی عمومی در مقابل ویژگی خاص یک حوزه، اغلب برای دانش راهبردی و رویه‌ای به کار می‌رود. استراتژی‌های حل مسئله اغلب در یک سطح عمومی تعریف می‌شوند. بسیاری از نویسندگان استراتژی‌های حل مسئله را متشکل از چهار مرحله می‌دانند: تحلیل و یا توصیف، برنامه‌ریزی و یا توضیح، اجرا، بررسی یا تأیید. فرآیندهای کاوشی اغلب بخشی از یک استراتژی هستند، ممکن است کلی و مستقل از حوزه باشند اما اغلب آن‌ها به یک حوزه‌ی خاص مربوط می‌شوند.


Artboard-1-2.png

اقتصاد دانش بنیان یعنی توانایی تبدیل دانش به ثروت

در دنیای امروز دانش حرف اول را می‌زند و تمام دستاوردهای تکنولوژی که از آن‌ها استفاده می‌کنیم بر اساس پیشرفت علم و دانش شکل گرفته‌اند. امروزه جوامع به دنبال راه‌هایی برای بهینه‌سازی و افزایش بهره‌وری تولیدات بوده تا از این طریق بتوانند هزینه‌ها را کاهش داده و در عوض تولید ثروت کنند و سود بیشتری را به دست آورند. فناوری‌های نوآورانه فقط بر پایه‌ی پیشرفت علم و دانش صورت گرفته‌اند و نمی‌توان آن‌ها را یک اتفاق تصادفی به حساب آورد. با توجه به پیچیده شدن جوامع و روابط حاکم بر تولید و همچنین پیشرفت علم و دانش بشری، جز با رویکرد دانش محور نمی‌توان به فعالیت‌های اقتصادی روی آورد؛ در نتیجه اقتصاد دانش بنیان یا همان اقتصاد مبتنی بر دانش به دلیل اهمیتی که دارد روز به روز بیشتر مورد توجه تولیدکنندگان و سیاستگذاران اقتصادی قرار می‌گیرد. در این مقاله قصد داریم به مقوله‌ی دانش و نوآوری بپردازیم و اهمیت آن را در رسیدن به اقتصاد دانش بنیان بررسی کنیم.

دانش چیست؟

برای درک مفهوم اقتصاد مبتنی بر دانش، داشتن درک درستی از مفهوم دانش ضروری است. برای دانش تعریف‌های فراوانی وجود دارد که در دایرهالمعارف‌ها می‌توان آن‌ها را جستجو کرد. اگرچه هر کدام از این تعریف‌ها از جنبه‌های مختلف به موضوع دانش نگاه کرده‌اند، اما به طور کلی می‌توان دانش را مجموعه‌ای از تجربه‌ها و حقایق دانست که به صورتی معین سازماندهی شده‌اند و برای حل مسائل و تصمیم‌گیری‌های مختلف استفاده می‌شوند. همچنین دانش را می‌توان مجموعه‌ای از اطلاعات درباره‌ی روش انجام کارها یا اصول مربوط به فنون مختلف دانست. بکارگیری دانش در زمینه‌های مختلف اگرچه در نگاه اول کار ساده‌ای به نظر می‌رسد، اما با توجه به حجم انبوه دانش تولید شده در عصر حاضر، نیازمند تخصص‌هایی است که حتی برای آن رشته‌های دانشگاهی بوجود آمده‌اند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به رشته‌ی مدیریت دانش اشاره کرد. افراد متخصص در مدیریت دانش به سازمان‌ها در چگونگی بکارگیری و توسعه‌ی فعالیت‌هایشان بر مبنای دانش کمک می‌کنند و از این طریق بهره‌وری بیشتری را برای سازمان رقم می‌زنند. بنابراین دانش را می‌توان به منزله‌ی یک موتور تولیدکننده‌ی درآمد دانست که یکی از دارایی‌های مهم و راهبردی سازمان‌های امروزی محسوب می‌شود. سازمان‌هایی که رویکرد دانشی نداشته باشند، نمی‌توانند محصولاتی خلاقانه و بدیع تولید کنند. این سازمان‌ها نه‌تنها توانایی رقابت با سایر سازمان‌ها را ندارند بلکه حتی از کنترل فعالیت‌های درون سازمانی خود نیز ناتوان هستند.
اما سؤال اساسی این است که آیا هر دانشی که تولید می‌شود قدرت اضافه کردن ارزش بیشتری به جامعه را دارد؟ طبیعتاً پاسخ این سؤال منفی خواهد بود به این دلیل که، تولید دانشی می‌تواند جوامع را به سوی رشد و توسعه هدایت کند که از کیفیت لازم برخوردار باشد و به معنای حقیقی بتوان نام دانش را بر آن نهاد. در ادامه‌ی برخی از شاخص‌های دانش با کیفیت را با هم مرور خواهیم کرد.

تولید دانش باکیفیت چه شاخصه‌هایی دارد؟

منظور از دانش با کیفیت، دانشی است که می‌توان از آن در مسیر فعالیت‌های مختلف به ویژه فعالیت‌های اقتصادی بهره گرفت. سیستم آموزشی سهم مهمی در ایجاد زیرساخت‌های تولید دانش با کیفیت دارد و زمینه‌های استفاده از فرصت‌ها را برای فعالان عرصه‌ی دانش ‌بنیان هموار می‌سازد. اقتصاد دانش بنیان اقتصادی است که بر اساس تولید دانش باکیفیت صورت می‌گیرد و رویکرد کلی آن علاوه بر درآمدزایی و تولید ثروت، اثرات مطلوب دیگری مانند کاهش فقر و افزایش سطح رفاه اجتماعی است. بنابراین برای دستیابی به اقتصاد دانش بنیان، سرمایه‌گذاری در بخش دانشگاهی کشور، برای تولید دانش با کیفیت و اثربخش ضروری به نظر می‌رسد؛ چرا که افرادی که دارای سطح بالایی از تحصیلات هستند یکی از عوامل مهم در تولید دانش با کیفیت محسوب می‌شوند. 
یکی از شاخص‌هایی که می‌توان کیفیت دانش را با آن سنجید، تأثیر آن در اقتصاد ملی است. دانش با کیفیت باید بتواند بر میانگین GDP سالانه در سطح ملی تأثیر مثبتی داشته باشد و همچنین شاخص توسعه‌ی انسانی را بهبود بخشد. شاخص‌هایی دیگری نظیر میزان اختراعات، اشتغال در صنایع های‌تک و کاربرد دانش در صنعت نیز می‌تواند در سنجش کیفیت دانش تولید شده در کشور کمک نماید. هر چه تعداد درخواست‌های ثبت اختراع در یک مجموعه یا یک کشور افزایش یابد، کیفیت دانش در آن کشور در وضعیت بهتری قرار دارد. همچنین هر چه میزان اشتغال در خدمات دارای فناوری بالا بیشتر باشد، دانش تولید شده از کیفیت بالاتری برخوردار است. میزان ارتباط صنعت و دانشگاه نیز سهم بسزایی در افزایش کیفیت دانش خواهد داشت؛ به طوری که هر چه ارتباط دانشگاه‌ها و صنعت بیشتر باشد، تولید دانش سریع‌تر به تولید صنعتی می‌انجامد و می‌توان گفت که دانش تولید شده از کیفیت بالایی برخوردار بوده است.
تعداد پژوهشگران تمام وقت به نسبت جمعیت، میزان هزینه‌های اختصاص داده شده به فعالیت‌های مربوط به تحقیق و توسعه، میزان رشد فعالیت‌های اقتصادی مبتنی بر تجارت الکترونیک و رتبه‌بندی سیاست‌های رقابتی از سوی سازمان‌های بین‌المللی اقتصادی از دیگر مواردی هستند که می‌توان با ارزیابی آن‌ها به کیفیت دانش تولید شده پی برد. هرچه ارتباط مجموعه‌های تولیدکننده‌ی دانش با یکدیگر بیشتر باشد، نتیجه‌ی این ارتباطات منجر به تولید دانش در سطح باکیفیت‌تری خواهد شد. 

 

نوآوری به چه معناست و چه ارتباطی با دانش دارد؟

نوآوری در یک تعریف ساده استفاده یا انتقال دانش از تحقیق به توسعه و سپس به مرحله‌ی عملی یا کاربردی است. به عبارت دیگر به فرآیند طراحی توسعه و انتشار یک تکنولوژی یا محصول جدید نوآوری می‌گویند. نوآوری یا دربردارنده‌ی یک محصول جدید است که قبل از آن وجود نداشته و یا اینکه یک سطح ارتقا یافته از محصول پیشین را شامل می‌شود در حقیقت نوآوری را می‌توان تبدیل دانش به ثروت، تعریف نمود. به این معنی که اگر شما بتوانید دانشی که تولید نموده‌اید را به مرحله اجرا نزدیک نمایید، توانسته‌اید چیزی که وجود نداشته است را ایجاد نمایید که این همان نوآوری است. در نتیجه نوآوری را می‌توان یکی از مؤلفه‌های مهم اقتصاد دانش بنیان به حساب آورد چرا که تا مادامی که دانش شما ارزش اجرایی نداشته باشد، ثروتی هم در پی نخواهد داشت. در دنیای امروز صنایع رقابتی با تطبیق فناوری‌های اولیه‌ی تولید شده در کشورهای پیشرفته، محصولات جدیدی را برای کشورهای در حال توسعه طراحی و به بازار عرضه می‌کنند. اما اینکه نوآوری را چگونه می‌توان مورد سنجش و ارزیابی قرار داد، موضوع مهمی است که به آن اشاره خواهیم کرد.

شاخص‌های سنجش نوآوری چیست؟

در کشورهای پیشرفته چند معیار برای سنجش سطح نوآوری وجود دارد؛ یکی از این معیارها درصد دانشجویانی است که در مؤسسات آموزش عالی مشغول به تحصیل هستند؛ هرچه تعداد این دانشجویان بیشتر باشد سطح نوآوری در جایگاه بالاتری قرار خواهد گرفت. از آنجایی که مشارکت در یادگیری دراز مدت نسبت به آموزش‌های کوتاه مدت تأثیر بیشتری بر سطح نوآوری دارد، این عامل نیز به عنوان یکی از عوامل در حوزه‌ی تحصیلات آموزش عالی محسوب می‌شود. همچنین میزان هزینه‌های اختصاص داده شده از تولید ناخالص داخلی به فرآیندهای عمومی تحقیق و توسعه و فعالیت‌های مرتبط با گسترش توسعه‌ی کسب‌و‌کار، نشان‌دهنده‌ی جایگاه نوآوری در کشورها است. آمار ثبت اختراعات نیز علاوه بر آن که بیانگر تولید دانش باکیفیت است، دلیلی برای وجود نوآوری در یک کشور نیز به شمار می‌آید زیرا اختراع به معنای آن است که تا پیش از آن موضوع مورد اختراع وجود نداشته و هم اکنون از طریق نوآوری به وجود آمده است. یکی از نهادهای معتبر بین‌المللی که شاخصه‌هایی را برای نوآوری و سطح تولید دانش باکیفیت ارائه می‌دهد، سازمان همکاری و توسعه‌ی اقتصاد جهانی است. در این سازمان، کمیته‌ای برای سیاست‌های اقتصادی وجود دارد که سالانه با برگزاری چند جلسه وضعیت اقتصادی کشورهای عضو را بررسی می‌کنند. دانش و فناوری جهانی یک منبع مهم برای سنجش نوآوری در کشورها محسوب می‌شود که در این روند موضوعی به نام انتقال دانش و تولید ثروت اهمیت می‌یابد.
بنابراین نوآوری را به می‌توان، استفاده از تمام انواع دانش برای دستیابی به نتایج اجتماعی و اقتصادی مورد نظر دانست که این موضوع طبیعتاً با پیشرفت هرچه بیشتر دانش رونق بیشتری می‌یابد و منجر به فراهم شدن زیرساخت‌های اقتصاد دانش بنیان می‌‌شود.

 

منبع: 
کتاب پی دی اف ارسالی
http://dergipark.gov.tr/download/article-file/103452


Artboard-1-1.png

<p align="justify">دانش یکی از عوامل شتاب‌بخشی به فرآیند توسعه است و اقتصاد نیز بعنوان یکی از ارکان اصلی توسعه شناخته می‌شود. بنابراین پیوند بین دانش و توسعه امری ضروری است. ورود رویکرد دانشی به فعالیت‌های اقتصادی، باعث انسجام‌بخشی و رشد روز افزون آن خواهد شد. در مقاله‌ی حاضر قصد داریم ابتدا اقتصاد دانش ‌بنیان را تعریف کرده و سپس ویژگی‌ها و شاخصه‌های آن را توضیح دهیم.</p>


عضویت در خبرنامه

درباره ما

تمامی حقوق برای مجمع اقتصادی فناوری نانو محفوظ می باشد. طراحی و پیاده سازی توسط فرا محتوا

پشتیبانی آنلاین

)
    is typing...
    جهت ارسال پیام برای پشتیبانی، لطفا فرم زیر را تکمیل نمایید.
    ارسال پیام لغو